مهــــــــــربان.
بسم الله الرحمن الرحیم توی اشپزخانه....مشغول روزمرگی هستم... صدای بوس های پشت سرهم می اید....برمیگردم تا ببینم باز کدام عروسک را بوسه باران میکنی یا تلویزیون چه برنامه ای نشان داده که شاید جوجه ای چیزی داشته و تو بوس هایت را روانه شان کنی...و من این لحظه ها بوسهایت را برای خود میخواهم....یک حسادت مادرانه! امــــــــــــــا ؛ تو روی زمین دراز کشیده ای..و سرامیک را میبوسی! خم میشوم...میبینم و میپرسم...مبین مامان چی رو بوس میکنی...؟؟ تو مورچه ها را نشان میدهی با انگشت چهارسانتی و میگویی ماما توتو...نانیییی و صدای بوس هایت زندگی ام را مهربانتر میکند... چقدر خوب..خوب نه عالی! چقدر عالی که تو اینقدر مهربــــــــــانی... رسمش را ا...









