آشپزخانه ی مشترک ما...
هوالمبین... من و تو ...یه لحظه هایی رو با هم تو آشپزخونه داریم...که برام خیلی ارزشمنده...لحظه هایی که برای من عشق و لذته و برای تو دست ورزی و تفکر و یادگرفتن و تجربه کردن و خوش بودن! باهم توی اشپزخونه ی کوچیکمون... دون دون دو آب پز میکنیم...و تو تمام مدت قل قل زدن آب رو میبینی و مدام یادآوری میکنی ماما آب داغه ...گاهی نیمرو میکنیم... دَره (کره) اش رو تو میریزی.. زیر چایی رو اُشن میکنیم....تو خم میشی و آتیش رو میبینی... آتیش آبی !درب آبمیوه رو باز میکنی و خودت میریزی توی نیوا و میخوری...عاشق آب دیب هستی! مبین میخوام پلو درست کنم..بدو بدو میری سمت سطل برنج...فشارش میدی و میریزی تو قابلمه...بعد چهار پایه رو هل میدی کنار ظرفشویی...





