هدیه...
یا معین... روشنایِ جانِ مادر... این روزا که حرفامو با جونِ دلت گوش میدی و با اون چشمایِ فهمیده ت نگاهم میکنی و آخرش یه اوهوم بهم تحویل میدی...حرف زدن باهات یه چیزِ دیگه س!!! لذت بخشه! بهت گفتم: عزیز جونم هرکی بهت هر هدیه ای داد حتی اگه دوسش نداشتی باید تشکر کنی و لبخند بزنی...شاید اون هدیه رو از قبل هم داشته باشی ولی بازم باید تشکر کنی و چیزی نگی...چون هدیه همیشه خوبه...اون کسی که بهت هدیه میده یعنی دوستت داره. گــــــــــــــذشـــــــت..... تا اینکه؛ مشغول بودم...هم فکرم هم جسمم....صدایِ فلوت زدنت می آمد...یه صدایِ ناموزون! آدم وقتی فکرش مشغول باشه، چکه ی آب هم براش می شه صدایِ بلند! صدایِ فلوت زدنت قطع نمیشد.....








