مادر و کودک
آبی ترین مهد را انتخاب کردیم...برای کلاس هایمان...برای مادرانه هایم و کودکی هایت... هنوز خیالِ مهد ندارم عزیزک....و ایمان دارم به تصمیمَ م! کلاس ها را شروع کردیم تا محک بزنیم خودمان را... راهی شدیم...راهی پیاده و فرصتی بکر برایِ قدم زدن....برای دیدنِ دنیا بدونِ ماشین! این سی دقیقه های رفت و برگشت برایمان لذت بخش بود... شهریور را اینطور آغاز کردیم.... مهد بوستانِ آبی...کلاس مادر و کودک...3تا4 سال...مفاهیمِ اولیه ی علوم. جلسه ی اول آموزشِ مفهومِ جاندار و بی جان کلاس با ورزش شروع شد...و آهنگی که همکلاسی هایت خوب بلد بودند و تو فقط نگاه کردی...فقط نگاه!!! من کنارت بودم...همان حوالیِ وجودت..تا بدانی هستم شعرِ ...







