دندون پزشکی
یا علیم... قندِ دلم...بعد از چشم پزشکی...که قبل از عید رفتیم و حسابی گریه کردی...ولی نتیجه سالم بودنِ چشمای بی تکرارت بود... برای دندون پزشکی با برنامه تر عمل کردم... کتابِ *نی نی دخملی ِ * محبوبت خیلی تاثیر گذار بود...با هم دکتر بازی می کردیم..دندونای همو چک می کردیم...من مریض می شدم و تو دکتر...گریه می کردم و تو منو تشویق می کردی که دندون پزشکی که درد نداره عزیزم! خیلی وقت بود خمیرِ بازی می خواستی..بهانه ای شد که جایزه ی دندون پزشکی باشه... بالاخره رفتیم..2ساعتی تو نوبت بودیم با هم نهار خوردیم...پاساژ گردی کردیم...منتظر موندیم.... خیلی خوب شد..با فضا هم آشنا شدی.. استرست کم شد...گرچه صدای جیغ و گریه های بچه ها رو هم...







