فوووووت...
یا حق هفتِ دی ماه از بچگی شمع های روی کیک تولد برام عزیز بود...مخصوصا وقتِ فوت کردنشون...ایمان داشتم هر آرزویی که بکنم قبل از فوووووت، بعدش برآورده میشه... درست پنج ساله....آرزوهامو یادمه...آرزو برای داشتنِ تو. و دو ساله...با هم فوت می کنیم....یک دو سه...فووووووت این دوسالی که شریکِ منی...که نیمی از تولد به نام توست...که زودتر از من پشت کیک می شینی...که برق تو چشات برام بسه! این دوسال، آرزومو از سر شب تکرار می کنم..مُدام! یعد زمانِ فووت کردن که می شه...با هم می شینیم ....یک دو سه می گیم...اونوقت من آروم ترین باز دم دنیا رو روانه ی شمعی که تو اون لحظه تمومِ دلخوشیِ پسر کوچولومه می کنم! تا نفس های بیسکوییتیِ خودش شم...
نویسنده :
مامان هدي
11:46







