مبين مبين ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

پسرم شکوفه بهاری، دخترم شکوفه ی صورتی

جشن

اولین تجربه...

1390/7/7 14:13
نویسنده : مامان هدي
928 بازدید
اشتراک گذاری

فرشته خونه ی ما مبینم

پنج شنبه هفته پیش برای اولین بار گذاشتیمت تو روروئک

خیلی ذوق کردی فدای قدت

بیشتر از اینکه روروئک رو نگاه کنی به من و بابایی نگاه میکردی و از خودت صداهای ناز که برای من بهترین سمفونی دنیاست در میاوردی...

اولین تجربه تو...

فرداش رفتیم خونه بی بی با روروئک زهرا سادات ناز هم بازی کردی البته با اجازه اش..!

فدات خودتو گرفتی اقا شدی با روروئک عاریه

دیشب که گذاشتیمت دوباره تو روروئک خودت دکمه های اهنگ رو میزدی با دندونی هاش بازی کردی و خودتو رو سرامیک به عقب هل میدادی و ذوق کردی  ومیخندیدی ...

 ولی بیشتر از 5دقیقه خسته میشی و دستای نازت رو بالا میاری و پاهای کوچولوتو به زمین فشار میدی و از روی صندلیش بلند میشی و با یه صداهایی میگی منو بلند کنید...

مبارکت باشه عزیز دلم

خدایا برای سلامت گلم شکر....ماشاالله

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (7)

شادي
8 مهر 90 2:28
مبيـن خاله كيف ميده نه؟
الاهي كه پاينده باشي.


ممنون خاله...خیلی کیف میده...
الهی که همه نی نی ها پاینده باشن
بوس برای بهار ناز
سمانه مامان محمدباقر
8 مهر 90 18:55
سلام ســـــ لام خوبیـــــــــد؟ وبلاگ قشنگــی دارید خدا کوچولوی نازتونو حفظ کنه پسرکوچولوی منم وبلاگـــی داره خوشحال میشم اگه به وبلاگش سر بزنید اگه دوست دارید وبلاگ پسر منو با نام محمدباقر کوچولو لینک کنید و بهم خبر بدید تا وبلاگ شما را هم لینک کنم منتظرتونممممممم خدانگهدار





سلام ممنون عزیزم
وبلاگ محمدباقر عزیز لینک شد...
به روی چشم حتما...
خاله ندا
9 مهر 90 0:18
واااای چه خوشگلتر شدی تو روروکت خاله الهی قربونت بره داری بزرگ میشی کوچولونمیدونی سر همین روروک با مامانت چه ماجرایی داشتیمافرین مبین کوچولو که انقدر زرنگی فدات شمخاله ندا


خاله مامانم میگه اصلا یادم نبود...
میخواد خاطره اشو برام بنویسه
میگه پس بخاطر اون ماجرا من باید دوبرابر ازش استفاده کنم...
مرسی خاله چشات خوشگل میبینه
مامان رانيا
9 مهر 90 9:55
مباركه حالا كلي مي توني كيف كني


صوفی مامان رادمهر
9 مهر 90 11:45
عزیزمممممم انشالله پشت فرمون ماشین خوشگلت بشینی پسر خوشجل... چه خوب کاری کردی منم باید یواش یواش شروع کنم... هزار تا بوووووس خوشمزه برای پسمل شیرینم


ممنون خاله صوفی مهربون دوست خوشگلمو ببوس
سوسن(مامان پرنسس باران)
9 مهر 90 15:16
ای من به فدای روروک سواریت جیگر خاله....

عاشقتممممممممم.....

بوسسسسسسس


مرسیییی خاله سوسن
پرنسس باران خوشتیپ و خوش خنده رو ببوس
سوسن(مامان پرنسس باران)
9 مهر 90 15:18
هدی جون ما هم کرج هستیم...

چه جالب...شما کجای کرجین؟


فردیسم

خوشحال میشم بیای پیشم سوسن جون
شما کجای کرجی؟؟