رادیو...
هوالمبین
این روزها..فضای خاص و اختصاصی ماشین ما خاص تر شده..مـــــــــا رادیو گوش میدهیم...آهنگ خاموش!
رادیو موجِ مبین!
ما این روزها رادیو همراه داریم....و همیشه روشن است..مگر رادیو ی کوچکمان خواب باشد و ما بتوانیم فایلِ آهنگ های قدیمیِ دوست داشتنی مان را زیر و رو کنیم....یا کمی گفتگوی شیرین و دلچسبِ دونفره ی ماشینی داشته باشیم.
بیدار که هستی من و پدر ، درست مثلِ شنیدنِ یک ملودی دلنشین ، جانِ دل به نقل و نبات دهانت می دهیم....و گفتگوهایمان سه نفره می شود ، تو میپرسی و ما جواب میدهیم.....تو شیرین زبانی میکنی و ما دلمان ضعف میکند و ماشاالله روانه ات میکنیم...
می پرسی..از زمین و زمان ...عقب جلو پایین بالا...همه جا را فتح می کنی
_ توجا می ریم؟ _با تی می ریم؟ _خونه سمیه می ریم؟ _می ریم دُم؟ (قم) _بابا چرا وایسادی؟ _منم پیاده شم؟ _تولر روشن تونم؟ و.....
شب که باشد ؛
سرت را از پنجره بیرون می کنی..دنبال هواپیما می گردی....ماه را رصد می کنی...همان عشقِ نورانی ات را ...
_مامان چرا هواپیما نمی یاد؟ _میاد مامان.. _مامان اون نوره هواپمیاست! _آره مامان.. _داره میره مشهد؟ _فکر کنم... _هواپیما خدافظ من دوسیت دارم.
_مامان ماه ُ ببین دمبالمون میاد! ماه دوسم داری؟ میسی میای خونمون...
به مقصد که می رسیم..از پنجره ی خانه باز ماه را چک می کنی..خیالت راحت می شود که دنبالت آمده و بالای سرت توی آسمان ، نگاهت می کند...
این روزها...مبدا و مقصد هر کجا که باشد...مسیر را تو برایمان دل انگیزتر می کنی..
اینجا ایران است...رادیو مبین ...موج شیرین زبانی.
شکرت مهربان بی نظیر.



رادیو...
