مبين مبين ، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 10 روز سن داره

پسرم شکوفه بهاری، دخترم شکوفه ی صورتی

جشن

درک احساس!

1392/2/1 20:27
نویسنده : مامان هدي
771 بازدید
اشتراک گذاری

سبحان المبین

تازه یاد گرفتم...

بچه ها فقط با احساسشان زندگی می کنند اصلاً با عقل زندگی نمی کنند؛ هنر مادر این است که لحظه به لحظه بتواند نقش درک کننده ی احساس را ایفا کند

مثل وقت هایی که زمین میخوری...برخلاف همیشه که میگفتم پاشو مامان چیزی نشده...آفرین پسرم مرد شده...قربونش برم گریه نمیکنه...

بگویم...

دردت گرفت عزیز دلم... بذار بوسش کنم...

و این روزهایی که با دانسته ی به ظاهر کوچک اما پر اهمیتم...درکت میکنم...احساست میکنم...

تو چه خوب و فهیم حس میکنی...و جواب میدهی...

درست وقتِ درد زانو...ممکن است آهی بشنوی...سریع نقشِ درک کننده ی احساس را برایم به زیبایی ایفا میکنی..

ممنون پسرم

ممنون استاد سلطانی بزرگوار

ممنون خــــــــــــــــــــدای بی نیازم....مهربانم....بی نظیرم

راستی درک احساس سن خاصی ندارد و در مورد همه ی افراد در همه ی سنین قابل انجام است.

حوصله داشتید بخوانید...

http://www.koodakbazendegi.blogfa.com/post-52.aspx

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

سپید مامان علی
2 اردیبهشت 92 9:20
فدای این پسر پر احساس بهاری بشم...
مطلبت فوق العاده مفید بود


خوشحالم استفاده کردی...عزیزم
زهرا (مامان پارسا)
2 اردیبهشت 92 9:31
مرسي عزيزم براي در اختيار گذاشتن بدون منت اين مطلب. من كه خيلي استفاده كردم. ممنون دوست نديده من.


قابلت رو نداره زهرای دوست داشتنی .....
شادی
3 اردیبهشت 92 15:00
بس که مهربونه آقا کوچولو .
فداش بشم ...


خیلی مهربونه...
زنده باشی...
الهه مامان گلسا
4 اردیبهشت 92 1:29
ای جووووووووونم ،مهربونم،
هدی منم با درک احساسات موافققم .خیلی تمرین می خواد خدا یاریمون کنه


تمرین رو خوب اومدی....
خاله کوثری...
4 اردیبهشت 92 19:44
جووووووووووونم...عزیز خاله...از مامانش یاد میگیره دیگه....
ممنووووون...خیلی خوب بود...{درک احساس}


تو که خود احساسی...
الیسا
6 اردیبهشت 92 12:30
و این دقیقاااا درست ترین راه برخورد است .

ممنون برای من بار دیگر یادآوری شد .

مرد کوچکت را ببوس .


قربانت...کاش همیشه درست ترین راه رو انتخاب کنیم...
صدف
7 اردیبهشت 92 23:53
الهی قربون این پسر مهربون برم
سایت عالی بود . ممنون که آدرسش رو گذاشتی


قابل مهربونیت رو نداره...
مریناز (مامان نیکا)
9 اردیبهشت 92 6:12
هدی دارم کم کم مطالب قشنگت رو میخونم ، هنوز خیلی از وبلاگ ات عقب هستم

به بزرگی خودت قبول کن این نظرات کوتاهم رو ، بدون که خیلی برام عزیزی


مریناز همینکه بیادمونی کافیه...حضورت دلگرممون میکنه حتی با یک لبخند
دوست خوبمی
صوفی مامان رادمهر
10 اردیبهشت 92 9:17
چه مفید و مختصر آموزش نکات مادرانه رو دادی... اجازه من یاد گرفتم


قربانت....شما سروری...اجازه منم یادگرفتم...
مامان آراز
13 اردیبهشت 92 21:42
نازی مهربونم